X
تبلیغات
رایتل

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
این وبلاگ جهت آشنایی مردم با داستانهای که در قرآن نقل شده به وجود آمده است تا مردم از این داستانها پند بگیرند.
منوی اصلی
آمار بازدید
لوگوی ما
آخرین مطالب


نویسنده : مهدی

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390 - 06:11 ب.ظ | نسخه چاپی

شاعر معروف معاصر پروین اعتصامی ماجرای حضرت هود را [که به قولى مربوط به نمرود است‏] با اشعار ناب خود چنین سروده است


کشتئى زاسیب موجى هولناک


رفت وقتى سوى غرقاب هلاک

تند بادی، کرد سیرش را تباه


روزگار اهل کشتى شد سیاه


برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید.


بندها را تار و پود، از هم گسیخت


موج، از هر جا که راهى یافت ریخت

هر چه بود از مال و مردم، آب برد


زان گروه رفته، طفلى ماند خرد

بحر را گفتم دگر طوفان مکن


این بناى شوق را، ویران مکن

در میان مستمندان، فرق نیست


این غریق خرد، بهر غرق نیست

در میان مستمندان فرق نیست


این غریق خُرد بهره غرق نیست

امر دادم باد را، کان شیرخوار


گیرد از دریا، گذارد در کنار

سنگ را گفتم بزیرش نرم شو


برف را گفتم، که آب گرم شو

لاله را گفتم، که نزدیکش بروى


ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی

خار را گفتم، که خلخالش مکن


مار را گفتم، که طفلک را مزن

گرگ را گفتم، تن خردش مدر


دزد را گفتم، گلوبندش مبر

ایمنى دیدند و ناایمن شدند


دوستى کردم، مرا دشمن شدند

تا که خود بشناختند از راه، چاه


چاهها کندند مردم را براه

قصه‏ها گفتند بی‏اصل و اساس


دزدها بگماشتند از بهر پاس

دیوها کردند دربان و وکیل


در چه محضر، محضر حى جلیل

وارهاندیم آن غریق بی‏نوا


تا رهید از مرگ، شد صید هوی

آخر، آن نور تجلى دود شد


آن یتیم بی‏گنه، نمرود شد

کردمش با مهربانیها بزرگ


شد بزرگ و تیره دلتر شد ز گرگ

خواست تا لاف خداوندى زند


برج و باروى خدا را بشکند

پشه‏اى را حکم فرمودم که خیز


خاکش اندر دیده‏ى خودبین بریز